سلام.باز می گردم به سال ١٣٨٠ که وبلاگ نویسی را آغاز کردم.با وبلاگی ورزشی و در آن زمان بود که احساس کردم جای یک پایگاه اینترنتی که به فرهنگ ابرشهر بپردازد در میان این دنیای رنگارنگ و فراگیر خالی است لذا این وبلاگ را راه اندازی کردم(دی ماه ١٣٨١).گرچه زیاد موفق نبود(به دلیل عدم دسترسی خوانندگان نیشابوری به اینترنت مانند امروز)اما شروع خوبی بود.در آن موقع تنها سایتی که در مورد نیشابور بود سایت هفته نامه صبح نیشابور بود که صفحه اول نشریه را اسکن کرده بودند و در سایت قرار داده بودند و تمام.و من اولین پایگاه به روز را راه اندازی کردم.
بگذریم...اکنون تعداد کاربران نیشابوری بسیار زیاد شده است و از طرفی تعداد سایتها و وبلاگ هایی که به نیشابور می پردازند نیز رو به افزایش است و متاسفانه دیگر فرصت نوشتن نیز نیست،لذا از نیشابور نوشتن را محدود به کامنتهایی می کنم در وب سایت های دوستان و بیشتر به وبلاگهای به روز ادبی خود می پردازم...پاینده باشید...
بروز رسانی سلام: 21 آبان 1388
هنوز هستم....
با سلام
نِیشابور یکی از شهرهای استان خراسان رضوی در شرق ایران میباشد.این شهر از مراکز فرهنگی، گردشگری، صنعتی و تاریخی استان خراسان رضوی و ایران است. شهر نیشابور مرکز شهرستان نیشابور است.
بنای این شهر را از شاهپور اول دانستهاند و آن را یکی از چهار شهر بزرگ خراسان قدیم گفتهاند. در دوره یزدگرد دوم (۴۳۸ - ۴۵۷ م.) نیشابور مدتی محل اقامت او بودهاست. در دوره آخر حکومت ساسانیان ظاهراً نیشابور اهمیت اولین را از دست دادهاست، زیرا نام آن شهر به ندرت دیده میشود. مسلمانان در حکومت عثمان بن عفان (۲۶-۳۵ ه'.ق.) به صلح بدانجا درآمدند. در دوره طاهریان و سامانیان نیشابور از نو موقعیت دیرین خود را به دست آورد. در اواخر حکومت مسعودغزنوی که سلجوقیان به مشرق ایران هجوم آوردند طغرل این شهر را مقر خود ساخت. در دوره حکومت سنجر نیشابور مورد هجوم غزان واقع شد (۵۴۸ ه'.ق). یاقوت نویسدغزان هر که را در این شهر یافتند کشتند و مال او راگرفتند و شهر را آتش زدند. سپس یکی از غلامان سنجر به نام موید به نیشابور درآمد و مدرم را در یکی از محلات آن که شادیاخ نام داشت سکونت داد و شهر را آبادان کرد و باروئی بر گرد آن برآورد. اندک اندک نیشابور آبادان میشد که دیگر بار با هجوم مغولان (۶۱۸ ه'.ق.)ویران گردید. یاقوت که خود معاصر با مغولان بودهاست چنین آرد: در حمله مغول مردمی که از شهرهای خراسان گریخته بودند در نیشابور گرد آمدند و این شهر را برای سکونت خود استوار ساختند. مغولان شهر را محاصره کردند. یکی از مردم نیشابور تیری افکند و داماد چنگیزخان را بکشت. چنگیزخان خود عازم تسخیر نیشابور شد و این شهر را بگرفت و مغولان هر موجود زنده که یافتند بکشتند و شهر را با خاک یکسان کردند. درباره جمعیت نیشابور در این عهد سخن را به مبالغت کشاندهاند چنانکه عدهای مردم شهر را دوهزارهزار نوشتهاند که پیداست براساسی نیست ولی هرگاه شمار مردم مقیم آن را در عصر پس از غزان با مردمی که از شهرهای مختلف خراسان بدانجا گریخته بودند در نظر گیریم عددی بزرگ خواهد شد. پس از حمله مغول دیگر هیچ گاه نیشابور نتوانست مقام گذشته خود را به دست آورد. گذشته از قبر خیام و شیخ عطار که در نزدیکی این شهر واقع است، بنای امامزاده محروق را باید نام برد. این بنا از آثار قرن هشتم هجری است و گنبدی عالی و کاشی کاریهای بسیار زیبا دارد.
موقعیت امروزین . نیشابور یکی از شهرهای مهم استان چهارم ایران است و محدود است از طرف شمال به کوه بینالود، از غرب به شهرستان سبزوار، از شرق به بخش فریمان از شهرستان مشهد و بخش کدکن از شهرستان تربت حیدریه و از جنوب به شهرستان کاشمر.
نیشابور دارای بناهای تاریخی و مراکز گردشگری زیادی است که از جمله میتوان به آرامگاه کمالالملک، آرامگاه خیام، آرامگاه عطار، امامزاده محروق وابراهیم، بیبی شطیطه، و قدمگاه نیشابور اشاره کرد. زیباترین گردشگاههای نیشابور در دامنهٔ رشتهکوههای البرز قرار دارند، از جمله میتوان به روستاهای دیزباد، خرو، درود و حصار بوژان و غار و کوه ابراهیم ادهم در اطراف باغرود و همچنین اردوگاه تربیتی کشوری شهیدرجایی (باغرود) اشاره کرد نیشابور بر سر راه تهران به مشهد واقع شده است و فاصله آن نسبت به شهرهای اطراف به شرح زیر است : تا تهران 776، تا مشهد 117 و تا سبزوار 116 کیلومتر است.
![]()
کاش می ديدم،چيست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاري است...
..........
به خواب می ماند،
تنها به خواب مي ماند
چراغ ،آينه،ديوار ،بي تو غمگينند
تو نيستي كه ببيني
چگونه با ديوار
به مهرباني يك دوست ،از تو مي گويم
تو نيستي كه ببيني،چگونه از ديوار
جواب مي شنوم
فريدون مشيری
![]()
در روزهاي آخر اسفند،
كوچ بنفشه هاي مهاجر،
زيباست.
در نيمروز روشن اسفند،
وقتي بنفشه ها را از سايه هاي سرد،
در اطلس شميم بهاران،
با خاك و ريشه
- ميهن سيّارشان -
در جعبه هاي كوچك چوبي،
در گوشه ي خيابان، مي آورند:
جوي هزار زمزمه در من،
مي جوشد:
اي كاش...
اي كاش آدمي وطنش را
مثل بنفشه ها
(در جعبه هاي خاك)
يك روز مي توانست،
همراه خويشتن ببرد هر كجا كه خواست.
در روشناي باران، در آفتاب پاك.
اسفند 1345


undefined






افتخاری






اينجا ( نيشابور )نيازي به مي و مينا نيست ...محيط خود شوق افرين است و عشق انگيز.مهتاب و آسمان و زمين رنگي ديگر دارد . ذرات فضا همه سر خوشند .(دكتر غلامحسين يوسفي )